
سلام م م م م م م م م م
خوبین؟
خوشین؟
چه خبراااااااااااااااااااااا؟
بشکنه این دست
که شکـــــــــــــــــــــــر نداره!!!!!
هر دفعه میگم
دیگه کارررررررر خیرمندانه انجام ندم
ولی بازم دلم نمیادددددد!!!(اخه هرکی ندونه شماها که میدونین من چقزه مهربونمممممممممممم
)
ماجرا از اینجا شروع میشه که:
من ذلیل شده
هیچ وقت سر کلاس درسا گوش نمیدممممممممممممممممممممم
بعد اخر ترم
(این منم اخر ترم دارم دنبال نمره میدوم!!شایدم نمره دنبال من کرده) مجبور واسه پاس شدن یکی تو سر خودم بزنم یکی تو سر استاد!!!!!!!!!!
هیچی این ترم تصمیم گرفتمممم اگه شد که بشه
یکم درس بخونممممممممم
یه سری جزوه
(یکی نیست به من بگه اخه اگه تو درس خون بودی کتابای خودتا میخوندی
) از یه بنده خدایی که کارش تکثیر جزوات درسیه گیر اوردیم
!!گفتیم واسمون پرینت بگیره بده داشته باشیم
سر کلاس بودیم
که یکی از این بچه خرخونا(
ترم یکی) این جزوه ها دست من دید
دختره:اینا را ازکجا اوردی؟
من :از یه بنده خدایی خریدم
دختره:جزوه ها میدی به من؟
من:اینا از خودمه ولی اگه میخواهی واست میگم پرینت کنه بیاره
(ببینید چقدر من با متانتم)
دختره:چقدر میگیره؟![]()
من:نمیدونم بستگی به صفحاتش داره![]()
![]()
دختره:بگو pdfشا بده خودم پرینت میگیرم
من:نمیده!اون واسش پول داده خریده مجانی که نمیده
نکته:اخه جزوه های پارسه س که اصولا هم کلاساش هزینش بالاست هم جزوه هاش![]()
دختره:خوب حالا بگو بده خودم پرینت بگیرم
من:نمیشه
دختره:نکنه خودت رفتی کلاسای پارسه الان میخواهی جزوه هاشا بفروشی
من:

دختره:راستشا بگو
من: اخه خره
من اگه درس خون بودم که درسای خودما به موقع پاس میکردم که حالا نخوام با تو ترم1 سر یه کلاس بشینم
دختره:خوب گفتم شاید میخواهی پول کلاستا در بیاری![]()
من: خون جلوی چشاما گرفته بود![]()

من:برو از هر کی دوست داری جزوه بگیرررررررررررر!!!!!اصلا به من چه![]()
دختره: نه منظوری نداشتم حالا واسم بزنی بیاریاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
من:باشـــــــــــــــــــد
دختره:حالا چقدر از سوالای تستش تو کنکور اومده بود
من:هوییییییییییییییی یارو میگه خری؟

من:میگم من هنوز واحدا خودما پاس نکردم !! کنکور کجا بودددددددددددددددددددددددددددددددد
دختره :خو باشه چرا عصبانی میشی پولش چقدر میشه؟
من:میپرسم از صاحابش بهت میگمممممممممممممممممممم

دختره:اره بگووووووووو تا بهت بدم فک نکنی میخوام پول جزوه هاتا ندممممممممممممممممممممممممم
(دلم میخواست دختره را جرش بدممممممممممممم
)
من:برو گمشو اصی برات نمیگیرم![]()
سلام م م م م م م م م م م
خوبین خوشین سلامتین؟
چه خبرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
منم ظاهراااااااا خوبم!!!!!!!!
ااز ادمایی که همش کارشون مسخره کردنه دیگرانه همه کسایی که به راحتی دروغ میگن تهمت میزنند غیبت میکنند و تازه ادعای خوب بودنشونم میشه یه جورایی خسته شدم و........ ولی خوب بنظرم اگه در مقابل همچین ادمایی سکوت کنی و گاهی خنده تمسخر امیزی بکنی از ................ولا اینکه بهت بگن بی جنبه!!!!!!(امیدورام از حرفام برداشته بد نشه)
به نظر شما ادم باید چه جوری باشه؟هان؟
گه سربزير و متفكر و توي خودش باشه، ميگن: افسردگي داره، روانيه، سيماش قاطيه! عاشقش شده
اگه بگو و بخند و شاد و شنگول باشه، ميگن: دییونس !!چله!!سرخوشه
اگه چاق و اضافه وزن داشته باشه، ميگن: شكموئه، پرخوره، مال مفت تور كرده!
اگه لاغر و جمع و جور و ميزون باشه، ميگن: كنسه، نخوره،حتما مد بوده رژیم گرفتس!!حتما خیلی فک میکنه
اگه از حقش دفاع كنه و زير بار زور نره، ميگن: زبون درازه، با همه دعوا داره، خروس جنگيه!
اگه از حقش بگذره و گذشت كنه، ميگن: بي عرضهس، خره و دست و پا چلفتيه!
اگه اهل تحقيقات و كتاب باشه، ميگن: اينو، واسه ما شده آقاي مطالعه!
اگه دست به جيبش خوب باشه و به مردم كمك كنه، ميگن: پول پارو میکنه!!!
اگه اهل بريز و بپاش و ولخرجي نباشه، ميگن: پولهاشو انبار ميكنه، جون به عزرائيل نميده!خسیسه
اگه زبون باز و متملق و چاخان باشه، ميگن: معاشرتيه، فوقالعادهس، دوست داشتنيه!
و بالاخره اگه راست و درست و بيكلك باشه، ميگن: هيچي نميشه، به درد لاي جرز ميخوره!البته تجربه به من ثابت کرده رو راست بودن اصلا خوب نیست جز اینکه خیلی جاهااااااااااااااااا متهم به راست گفتن میشی هیچ فایده ای نداره
اگه توی جمع سنگین باشهُ میگن چه مغرور و خودگمه!اجتماعی نیست
اگه خیلی خودمونی باشه وباهمه گرم بگیره فکرای ناجور میکنند(....)(اینا هم بگم هیچ وقت با کسی خودمونی نشید جز اینکه روشون تو روتون باز میشه وهمون کسی که خیلی باهاش گرم گرفتی و خیلی باهات گرم گرفته راحت خیلی جاها حرمتتا زیر پا میگذاره)
اگه تویه جمعی کار بکنی میگن ُخودشیرینه!!میخواد جلب توجه کنه()
اگه بشیه و دستشا به سیاه وسفید نگذاره !!!میگن بیعاره تنبله زندگی داری بلد نیست
اگه حرف سیاسی بزنه و از شخص خاصی دفاع کنه میگن دستش به دیگچی بنده!!جو انتخابات گرفتتش!!آزادی و بی بندوباری میخواددددددددددددددددددددددد
اگه بشینه و حرفی نزنه میگن اخه اینکه هیچی بلد نیست الکی تقلید کورکورانه میکنه
سلام م م م م م م م م م 
خوبین
خوشین
سلامتین ؟؟؟
چه خبرا ؟![]()
چیکارا میکنید با ماه رمضون؟
(تو ماه رمضونا از سحر تا 10 دقیقه
مونده به افطار من این شکلیم
و هرکی بیاد طرفم پاچش جر داده میشه توسط اینجانب
!!)
خوب بگذریم!!
یه چند وقتی اپ نکردم خیلی حرف واسه گفتن دارم
ولی خوب واسه تنوع وبلاگ این دفعه رافقط ضدحال های که این چندوقته خوردم را مینویسم
!!البته چون من خیلی مردمیم
وحس مشارکت خیلی درون من فوران میکنه
شماهم میتونید تو نظراتتون ضدحالایی که اخیرا خوردینا بگذاریدددددددددددد![]()
ضدحال یعنی..........
ضدحال یعنی اینکه ا.ن رییس جمهور شد ![]()
ضدحال یعنی اینکه شب کنکور بری تو سایت سنجش کارت ورود به جلسه بگیری ببینی کارت واست صادر نشده
(اون تنا کفن کنند
خیلی ضدحال خوردم اخه هرکی ندونه شماااااااااااااا میدونید که من چقدررررررررر خر زده بودم
)
ضدحال یعنی اینکه به امید ساندیس
بری بشینی سرجلسه کنکورررررررررررررر بعد بهت یه لیوان اب بدن![]()
ضدحال یعنی اینکه باروبندیل سفرا با هزار ذوق وشوق ببندی بعد بری اول جاده چالوس تصادف
کنید![]()
![]()
ضدحال یعنی ......................................................................
(به دلیل پاره ای از مسائل شخصی
و اینکه خیلیا این وبلاگا میخونند ا
از گفتن این ضدحال جدا خودداری مینماییم)(ولی خدایی این ازهمه ضدحالا بدتر بود
وخیلی تو روحیه ی لطیفم تاثیر گذاررر بود
*)
نکته1:فوزولللللللللللللللللللی ممنوع!
!!
ضدحال یعنی اینکه با هزار امید وارزو
بری اسمتا واسه کلاس بازیگری
ثبت نام کنی بعد بیایی خونه باباجانت
بگه بیخود میکنی بری بازیگری
نکته2:اخه میدونید چیه دلیل این منع کردنشون منا کشتسسسسسسسسسسس
!!از شانس بد ما شب قبلش من رفتم از کلوپ فیلم سوپراستار را گرفتم بابامم نشست فیلمااااااااااااا دید
بعد دیگه اقا دیدشون نسبت به بازیگرا وچهره ها عوض شد ![]()
بمیرم الهی واسه بابام فک کرد حالا من با یه دوره کلاس رفتن میشم سوپراستارا
و.
........(خدا بدوررررررررررر
)نمیدونم والا شاید استعدادای منا خیلی شکوفا شده میبینه
اخه نیست خیلی دلقک بازی
واسشون در میام فک میکنند من خیلی بااستعدادم
*
ضدحال یعنی اینکه نتایج کنکور بیاد
و نفر بقل دستیت سر جلسه رتبش بشه
3 رقمی ومن ذلیل شده
بخاطرررررررررر خرگی
واینکه فک کردم یارو حالیش نیست
از این نعمت محروم شدم(اخه شما نمیدونید پاسخ نامه سیاه چه نعمتیه
)
نکته3:منم مجاز شدماااااااااااااااااااا
(این نکنه فقط واسه خودنمایی بود ارزش قانونی نداره
)
سلامممممممممممممممم
!!!
خوبین؟
خوشین؟
چه خبرا؟
(این شکلکا الان اوج عصبانیته منا نشون میده
)
حالا هرچی من هیچی نمیگم شماها هم هیچی نمیگین!
من واسه عمم که اپ نمیکنم که
.............
این چند روزه زیاد سرحال نبودمممممممم
!!!!!خیلی خیلی احوالات روحیم بهم ریخته بود
ولی خوب الان دیگه خوب شدممممممم
(یعنی راهی جز خوب شدن نداشتم
)
بیخیال دیگه 
راستی دخملا(بگفتم فقط دخملا
)بنظرتون چرا ابنقدر این پسرا ضایعن
؟؟؟
-واسه اینکه وقتی سوار اتوبوس میشین (
این یعنی گروهی میرن تو اتوبوس واسه خودنمایی)اگه صندلی ها
هم خالی باشه میرین ته اتوبوس، تو ترافیک
، چله تابستون
، 1 ساعت سرپا وای میستن
، شاید بند کیفه دختره گیر کنه به لباسشون
-واسه اینکه وقتی تو خیابون راه میرن
، کافیه فقط یه دختری از کنارشون رد شه،
(از حق نگذریم دخترا هم بدجور با اشوه راه میرنااااا
)گردن
نیست لامسب( معذرت، آخه آدم عصبی میشه دیگه)، مثل جغد 180 درجه گردنه می چرخه. 
واسه اینکه وقتی یه موتورگیرشون میاد
، پا میشن میرین یه جایی مثله جردن
، اونجا صد بار یه خیابون رو بالا و پایین میرین
(دوچرخه هم گیرشون بیاد واسشون فرقی نداره
)، 100 بار بوغ میزنن
200 بار ترمز
، بعدشم میزنن به یه پیر زنه،
.اون لحظه آرزو
می کننند که برن تو توالت عمومی خودشون رو دار بزنن
.
(ربطش رو به توالت عمومی خودتون پیدا کنید
)
-واسه اینکه وقتی حس غرورشون
گل میکنه میبینند دختره داره
با یه پسره دیگه دعوا می کنه میرن جلو
، با پسره دعوا میکنند
، بعدش که خوب کتکه رو خوردند
می فهمند که یارو داداشش بوده 
دخملای مهلبون
اینجا به شما این اجازه را داده میشه(ازادی اندیشه بی بنفشه نمیشه
) که بیایید ضایع کاریهای دیگه ای را که روزانه خیلی با اون سروکار دارین و مایع خندتونه بگید ما هم فیض ببریممممم
خوبین دوستای خوبم
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اپ این دفعه به افتخار داداشیمه که ۲ ورز پیش عازم سربازی شد!
!!!فک نمیکردیم اینقدر بهش عادت کرده باشیممممممممممم
!!!!!!چون خیلی دلمون واسش تنگ شده
!
!!
خداوکیلی خیلی مسخرس سربازی
!!!!یه نفر۴ سال میره درس میخونه
مهندس میشه
بعد میبرنش سر چهارراههاااااااااااا قبض وجریمه بنویسه
!!!!
خوب زیاد وقت ندارم
ایشالا اپ بعدی درباره ی امتحانام و حال و هوای این چند روزه(جالب خواهد بود
)نظر یادتون نره ه ه ه ه ه ه

اصطلاحات دوران سربازی
سربازی: اول بازی ، آش، خودسازی ، اجباری.
اضافه خدمت: ضد حال، عشق بعضی ها، نمک سربازی، سهل الوصول.
مرخصی: حق سرباز، آرزوی دست نیافتنی، ترن برقی، ویتامین داره.
حقوق:کرایه رفت، امید به زندگی، پول بلیط اتوبوس.
دژبانی: دیواره آتش، گلوگاه، گیر بدون فکر.
کارگزینی: ایستگاه اول وآخر، حسابرسی آخرت.
———————————-
این هم یک شعر طنز:
به حوزه رفتم و اعزام گشتــم
به سیستان رفتم و سرباز گشتــم
لبـاس سـربازی دادند بپـوشــم
لبـاس شخصی ام را می فروشــم
چه بد کردم به سیستان آمدم من
بــه پای خود به زندان آمدم من
دم دروازه زاهـدان رسیدم
صدای طبل و شیپور را شنیــــــدم
به خود گفتم صدای طبل وشـیپور نظام است
دو ســال خـــوب و خـــوش بر من حرام است
نگو پـادگان بگو شهر پر از غم
بشین پاشو زیاد است نون و آب کم
کلاغ پـر میروم قـاشق به دندان
برای خوردن یـک لـقمه ای نان
کنم آنکارد ملا فه صاف و میزان
بـرای دیدن افسر نگهبـان
دو تـا کهنه پتـو دارم که شبها
به زحمت می خوابـم روی آنـها
خداونـدا از این دست نظافت
ندارم من شب و روز استراحت
به این واکس پوتین ها در عذابم
که با بند بلندش من چه سازم
نـگو خدمت بگو سرچشمه غم
نگهبانی زیاد است مرخصی کم
گروهبـانان مرابیچاره کردند
لبـاس شخصی ام را پاره کردند
به صف کردنـد تراشیدند سرها
لباس سربازی کردند به تنها
لبـاس سربازی به رنگ زیتــون
برادر غم مخور رفـتیم به زنـدون
گروهبانان زدندسیلی به گوشــم
خیال کردند که من قاچاق فروشـم
بسوزد خانه آن کس که سربازی بنا کرد
تمـام مادران را چشم به راه کرد
نوشتم خاطرات با برگ خرما
چقدر دیر می گذره این 21 ماه
گل سبز گل سبز گل سبز
بیا باهم بنالیم از سر درد
عنان تا در کف نامردمان است
ستم با مرد خواهد کرد ، نامرد
کاشکی یکی بود که من میتونستم باهاش حرف بزنمممممممممممممممممممممممم...............................دلم میخواد بشینم زار زار گریه کنم..............................................هی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی
از انجایی که الان تو حال و هوایه انتخاباتیمممممممممممممممم
ومنم امسال زیادی جوگیر شدممممممممممممممممم
وخفن سیاسی شدمممممممممممممممممممممم
(خدا به خیر بگذرونه عاقبته کسی که من شدم یه عضو ثابت ستادششش![]()
![]()
)اپ این دفعه میخوایمممممممممممممم تربیون آزاد باشه ونظر دوستامموناااااااااااااا راجع به انتخابات بدونیمممممممممممممممممممممم![]()
![]()
راستی فرق این 2 تا جمله باهم چیه بنظرتون؟![]()
من و سیاست!!!!سیاست ومن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(خودم که هرچی سلولهای خاکستریما به کار گرفتم 2 زاریم نیفتاد
)
پ.ن1 میدونم این جور مسائل به گروه خونیه وبلاگم نمیخوره ولی واسه تنوع بد نیست
پ.ن2 سوغاتیااااااااااای داییم مورد قبول بنده واقع گردید و در این سال الگوی مصرف من دوگانه سوز نگشتیدم
پ.ن3 نمره ی امتحانم به طرز خیلی وحشتناکی بدددددددددددددددددددد شددددددددد(دیگه فوضولی نکنید که چند شد)
پ.ن4 مهم این نیست که در کجای این جهان ایستاده ایم ، مهم این است که در چه راستایی گام بر می داریم
سلاممممممممممممممممممممممممم
سلامممممممممممممممممممممممم
چند روزیه میخوام اپ کنم ولی درگیر امتحاناتممممممممممممممممم
(نیست خیلی خودما کشتم واسه امتحانام
)
نمیدونم چه مصلحتیه
من شبای امتحان ساعت 10 که میشه خوابم میبره تمام
سال تا ساعت3 بیدارماااااااااااااا
شبای امتحان عین مرغ و خروسا 10
که میشه میرم جااااااااااا
(البته فقط کتاب درسی)تا کتابا باز میکنم سلولهای چشام خواب میره
(علم جدید سلولهای چشما تازه کشف کرده شما خودتونا درگیر نکنید)
2و3 روز پیش امتحان اصول سرپرستی داشتیم...یه درس کوفتی هم هست که نگو
(خدا نصیب گرگ بیابون
نکنه)خدایی خیلی درس سختیه .البته سخت نیستا حفظیه
بدرد من که تو حفظ کردن کله پوکم نمیخورههههههههه
یه جمله را باید شونصد بار بخونم تا حفظ بشم
اخر بارم نه میدونم فعل جمله چیه نه میدونم فاعلش چیه
یه جمله مزخرف حفظ میکنم که بدرد عمم میخوره![]()
بدشانسیه منم تو این 2 روز که امتحان اصول داشتیم داییم از مکه اومده بوددددددددد(مراسم سورخوری
و مفت خوری و
تلپ بشی و ایناااااااااااااااااااااااااااااااا............
(این منم که موقع سور دادن دارم میدوم که از غافله عقب نمونم))
یکیم نبود به من بگه خره پاشو برو درستا بخون
هیچی ما تا شب امتحان خونه داییه تلپ بودیم ساعت 6 و 7 بعد ازظهررررر اومدیم خونه
خیر سرمون 2 کلوم درس بخونیمممممممممممممممم مامانم اینا هم هنوز اونجا بودن تا وارد شدیم به محض ورود تلفن زنگید
یکی از دوستای دوران طفولیتمون![]()
بود(منم که میدونید ماشالا از حرف زدن و زبون ریختن کم نمیارم
)تا حدود ساعت 8 داشتیم فک میزدیممممممممممم![]()
8 گوشیا کوبوندیم رو زمین
که بریم سر کتاب.صفحه اول را باز کردم
خبر مرگم بخونم (نکته اینکه ماسرکلاس بجای اینکه از درسی که استاد میگه نت برداری کنیم
همش مداد دستون از این سر کلاس به اون سر کلاس تو کتابا نامه نگاری میکنیم
و هر هر میخندیم
)چشمم افتاد به این نوشته ها تا15 مین داشتم هر هر میخندیدم.بعدش دیگه دیدم واقعا داره دیر میشه عزمما جزم کردم که دیگه بشینم بکوب بخونم
تا صبححح(کارای هیچ بار نکرده
)به مدت نیم ساعت داشتم برنامه ریزی میکردم که کدوم فصلا کی بخونم و اینااااااااااااااااا خط اول خوندم که خواب چشمااااااااا گرفت و دیگه با چوب کبریتم نمیتونستم چاشاما باز نگه دارم
که ناگهان صدای دلنشینsms
اومد منم مثل شتر مرغ از جا پریدم
برم ببینم کیه اس داده(فسفر نسوزونید خودمم نمیدونم چرا گفتم شترمرغ
)با هزار ذوق باز کردم
د یدم همراه اول اس داده اگه تا 24 ساعت دیگه قبض موبایلتا ندی قطعت میکنیم!(واقعا تو همچین مواقعی پوز ادم کش میاد
)انگار یه پارچ اب یخ ریختن رو سرم
منم خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم گفتم شاید خطما قطع ککنند شروع کردم به اس بازی که خدایی نکرده ناکام نمونم
.
هیچی تا نیم ساعتم داشتیم از فرصت ها فیض میبردیم![]()
خلاصه حدود ساعت 9.5 بود که دیگه جدی جدی نشستم به خوندن یه 2 صفحه ای بیشتر نخونده بودم
که صدای زنگ ایفن بلند شد
مامانم اینا بودن منم برای اینکه نخوان بیان غر غر کنند
رفتم تو اتاق
نشستم پا درسم تا ساعت 10 (همش از توی حال صدای مامانم اینا که داشتن از سوغاتیا و فامیل میحرفیدن میومد
(مامانم وابجیم همیشه اینطورین اول شروع میکنن از سیر تا پیاز میحرفن اخر بار دعواشون میشه))منم که میدونید خیلی فوضولم
بالاخره طاقت نیاوردم و در اتاقا باز کردم و رفتم نشستم پای حرفای اینا سرم تو کتاب بود ولی گوشم یه جا دیگه
کم کم داشتم عذاب وجدان میگرفتم
و به ساعتهای استرس ساز
شب امتحان نزدیک میشدمممممممممممممممممممم دیگه واقعا داشت دیر میشد رفتم دوباره تو اتاق که درس بخونم که مامانم صدام زد بنفش بیا یوسف پیامبر
(حتما واستون سوال شده چرا واسه یوسف این اسمایلر را زدم…اره؟تو خماریش بمونینن
)
شروع شد هیچی خلاصه رفتیم تا 11 پای tv
بعد دیگه نشستم تا ساعت1 .یه فصل خوندم هم خوابم میومد هم عذاب وجدان داشتم
(منم آدمیم که در مواقعی که عصابم خورده باید فقط بخوابم
) خلاصه گرفتم خوابیدم تا ساعت حدود 5 صبح 5 پا شدم
دیگه یه سر خوندمممم تا10و11 بعدشم رفتم دانشگاه یه نیم ساعت قبل از امتحانم یه صفحه تقلب
نوشتم تانشستم سر جلسه معاون اموزشکده![]()
بهم گفت: بنفشه پاششو یه
جادیگه
بشین
(به قول مامانم گاوپیشونی* سفدیم
همه دانشگاه منا میشناسن)منم ترسیده بودم از ترس به معاون دانشکده گفتم چ چ چش چشم استاد
(بنده خدا ذوق کرده بود اخه تو عمرش کسی بهش نگفته بود استاد
)
خلاصه رفتیم بر گه ی امتحانا قهوه ای
کردیم و پاشدیم اومدیم بیرون![]()
پ.ن بخاطر دایی جونمون رفتیم گند زدیم به امتحان دوگانه سوز میشم (دلم و …)اگه یه سوغاتی درست و حسابی نیاره واسم![]()
![]()
سلام چطورينننننننننننننننن.
خوبين؟
خوشين؟
چه خبرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
واي چقدر دلتون واسم تنگيده بودددد![]()
![]()
![]()
به دليل نداشتن اسمايلرررررررر مربوط به نوشته هاممممممممممم اين دفعه از چرنديات خودم بي نصيب مانديد![]()
![]()
مشتی حسن، حال شما چطوره؟
حالت امسال شما چطوره؟
مشتی حسن کافر و دهری شدی
اومدی از دهات و شهری شدی
این چیه پاته؟ آخه گیوههات کوش؟
کی گفته دمپایی صندل بپوش؟
ای شده از قاطر خود منصرف
نمره پیکان تو، تهران - الف
شد بدل از باغ و زمین سرکشی
شغل شریفت به مسافرکشی
گله رو که«هی» میزدی، یادته؟
کوه و کمرنی میزدی، یادته؟
یادته اون سال که با مشتی شعبون
ماه صفر، راهی شدین خراسون
یادت میاد «ربابه»، دستش درست،
کنار چشمه، رختها تو میشست
یادته دستاتو حنا میذاشتی
شب که میشد، درها رو وا میذاشتی
تو دهتون، سرقت و دزدی نبود
کار واسه همسایه، مزدی نبود
قبل شما، جنهای طفل معصوم
صبح سحر، جمع میشدن تو حموم
لنگ و قطیفه توی بقچههاشون
نگاه آدما به سم پاشون!
اصالتاً جنای ناموسپرست
به هیچ خانمی، نمیزدن دست
نه زن، سحر، بیرون خونه میرفت
نه جن به حموم زنونه میرفت
جن واسه خانمها یه جور خیال بود
اونم که تازه، جن نبود و «آل» بود!
مشدی حسن چای و سماورت کو؟
سینی باقالی و گلپرت کو؟
ای به فدای ریخت و شکل و تیپت
بوی چپق نمیده عطر پیپت
مشدی حسن، قربون میز و فایلت
قربون زنگ گوشی موبایلت
اون که دهاتی و نجیبه، مشدی
میون شهریا غریبه، مشدی
اوهوم
شــــــــــــــــلام.
چطورين؟خوبين؟خوشين؟![]()
از انجايي كه ديدم واقعا خوانندگان وبلاگ زيادننننننننننننننننننننننن
و نيست خيلي اسرار ميكنين مجبور شدم دوباره اپ كنمممممممممممم
هرچــــــــــــــــــي تفكر كردم
سوژه اي واسه نقد
(منظورم همون مسخره كردنه) يافت نكردمممممممممممممممممممم جز مراسم خانه تكاني در اواخر اسفند ماه در خونه ي ما .......كار نميكنن كه فقط دارن باهم دهبا ميكنن و مراسم گيس و گيس كشي داريمممممممممممممممممممممممممممم 
من ومامانمممم 
من واجيم 
داداشم و من
(ببينيد اين يكي با قبليا فرق داره اين داداشم و من ..اونا من وبقيه بودن )
من و بابام
بابا:پاشو دختر گلم كمك مامانت بكن 
من:چشـــــــــــــــــــم بابا جونم
بابا:پاشو تا بقيه فك نكنن تو بيعاري(اين الان شاخ تو ي جيب گذاشتن ميباشد
)
من:چـــــــــــــشم
(ببينيد من چقدر مهربونممممم همش لبخند ميزنم)
بابا:پاميشي يا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 
من:باشــــــــــــــــــــــــــــــــــد چقدر ميگي
(كماكان تبسم ميكنيم
)
بابا: د ميگه نميگم پاشووووووووووووووو 24 ساعت نشسته چت ميكنه .
من:
ااااااااا كي دارم چت ميكنم دارم برنامه مينويسممممممممممممم(پروژه دارم
)
بابا:اره جونه عمت!!
تو روزه روزش درس نميخوني دم عيدي ميخوايي برنامه بنويسي
من: 

(هرجوری فک میکنم میبینم راست میگه هاااااااااااااااااااااا)
بابا:نيشتا ببندددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد (بابام وقتي عصباني ميشه اين شكلي ميشه
)
بابا:ديروز30 هزار تومن پول قبض موبايلتا دادمممممممممممممممممممممم 
بابا:60 تومن پول تلفن خونه اومدسسسسسسسس 
من:واقعا از خجالت در پوست خود نميگنجمممممممممممم
(بهتره در این مواقع لال شم
)
من:باوركن قبض موبايل اشتباه اومده من 5 تومنممممممممممممم استفاده نكردمممممممممممممممممم
به جونه....راست ميگم
من:تلفنممممممممممممممممممممم كه همش داداش و ابجی نشستن پا اينترنت
من عمرا پا اينترنت بشينم 
بابا:برو جلو چشام افتابي نشوووووووووووووووووووووووووووووو
من:(با نهايت پر رويي
) باشه
شما عمرتون به من تهمت ناروا زديـــــــــــــــــــن (اشك تمساح)
(هر چيم زور ميزنم اشكم در نمياد)
مامان:چيكارش داري بچماااااااااااااااااااااا سرگرمي ديگه كه نداره

من: 

حالا خدايي شما قضاوت كنين مگه حق با من نيست؟؟؟؟؟؟؟؟ 
راستي عيدتونم پيشاپيش مبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارك


@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
اينم از خونه تكونيه دلاتون:::::::::::::::::
قربون گرمابه و عشق و حالش
قربون دلاکه و مشت و مالش
اوستا بیا، اخم و اداتو عشقه
کیسه و لیف و سنگ پاتو عشقه
اوستای دلاکی و مردکاری
یه چیز میگم، میخوام که «نه» نیاری
کیسه به دست و پای عالم بکش
یهریزه سفت و سخت و محکم بکش
کیسه بکش تموم سینهها رو
ببر با کیسه، بغضو کینهها رو
مرزا نشون خوف و ترس و لرزه
کیسه بکش روهرچی خط و مرزه
چرا سیاهه رنگ بیگناها؟
یه کاری کن سفید بشن سیاها
حرمت ناخدا پرستا بره
پینه پیشونی و دستا بره
عالمو از تلخی دردا بشور
غصه رو از چهره مردا بشور
دشمنی و نفرت و جنگو پاک کن
اسلحه و توپ و تفنگو پاککن
از رو زمین تا آسمون هفتم
کیسه بکش رو دود آه مردم
وفا نکرده دست بیوفامون
یه عمره جز خطا، نرفته پامون
کیسه به دست بیوفامون بکش
یه خورده سنگ پا به پامون بکش
کیسه بکش به حال واحوالمون
به صفحه نامه اعمال مون
اگر که راست کارته، چاکریم
وگرنه اصلاً ولمون کن بریم


